پس از یک سال جنگ و منازعه، ایران و آمریکا در فضای بیاعتمادی، سرانجام با رسیدن به تفاهمنامه اولیه که قرار است جمعه پای آن امضا بزنند، فرایند تنشزدایی را کلید زدند.
این اما تازه آغاز ماجراست و به نظر مرحله دوم توافق که در آن بحث روی موضوعات حساس و جزئیات آن متمرکز است، در جهتگیری آینده اثرگذار خواهد بود. با این حال نفس قرار گرفتن طرفین روی ریل کاهش تنش از کانال دیپلماسی حائز اهمیت بوده و در این میان توجه به چند نکته در فردای تفاهم برای تکتک ما شهروندان ایران ضروری و از نان شب واجبتر است!
۱. انتقاد آری، تخریب نه: روند شکل گرفته دارای مدافعان و منتقدانی است. هر کدام بر اساس مستندات و داشتههای ذهنی نظری داریم. برخی تفاهم را از آنجا که موجب خروج کشور از بنبست جنگ و باز شدن پنجره فرصتی برای تقویت بنیه اقتصادی و دفاعی میشود (حتی اگر مذاکرات به توافق نهایی و دائمی منجر نشود) پیروزی و انتخاب منطقی قوه عاقله نظام میدانیم.
در مقابل عدهای به برخی بندهای توافق و ابهامهای موجود بر سر آن، نحوه ضمانت اجرا و اصلاً تفاهم با دولت بیاعتبار ترامپ بدبین بوده و مخالف هستند. باید گفت همه جریانها در بیان نکات مد نظر صاحب اختیار هستند و اصلاً چنین تلاقی و اختلاف نظراتی است که در نهایت گزینههای مناسبی پیش روی تصمیمسازان میگذارد. اما تنازع آرا و تفاوت دیدگاهها تا جایی مفید خواهد بود که روندی تخریبی و سلبی به خود نگرفته و وحدت کشور را به هم نزند.
ممکن است نظر من نوعی درباره روند جاری با رویکرد حاکمیت همخوانی نداشته باشد ولی در نهایت باید به رأی و نظر تصمیمگیران اعتماد و از حاشیه و جنجالسازی خودداری کرده و این موضوعی است که به جد در مقطع جاری باید در دستور کار تکتک ما باشد.
۲. پشت تیم مذاکرهکننده را خالی نکنیم: قطعاً مذاکره با دولت بدعهد آمریکا دشوار است، بهویژه هنگامی که شخص دمدمیمزاجی مانند ترامپ در کاخ سفید نشسته است.
این سختی کار دیپلماتها را دوچندان میکند. امضای تفاهم با واشنگتن در محیط جنگی که نگاهها به مذاکرهکنندگان است، جسارت خاصی را میطلبد و هر فردی خواه عراقچی باشد یا قالیباف، راهبر فعلی تیم مذاکرهکننده و مورد تأیید رهبر معظم انقلاب، از تیغ تیز انتقادها در امان نخواهند بود. مطمئناً امضای هر گونه توافقی در چنین فضایی مخالفان خود را دارد و با این وضعیت تیم مذاکراتی بیمنت اعتبار و آبروی خود را برای کشور وسط دایره گذاشته است.
در چنین حالتی تضعیف مذاکرهکنندگان بازی در زمین دشمن است. شرایط ایجاب میکند با وجود نظرات متفاوت کمی منصف بوده و ضمن بیان انتقادها از راههای قانونی و بدون جار و جنجال، پشت تیم مذاکرهکننده که در این آوردگاه در خط مقدم هستند را خالی نکرده و از آنها حمایت کنیم.
۳. از سختی مسیر مطلعیم: امضای احتمالی تفاهم، نقطه آغاز یک مسیر سخت و پر دستانداز است. تفاهم دو صفحهای، کلیات و در واقع دستور کاری برای ورود به موضوعات و جزئیات آن است. با اجرایی شدن رفع محاصره دریایی و در مقابل باز شدن تنگه هرمز در چارچوب قواعد مد نظر ایران که در مرحله نخست دیده شده، در ۶۰روز مرحله دوم، به مسائل مهم مانند تعیین تکلیف اورانیوم غنیشده ۶۰درصدی، رفع کامل تحریمهای ایران، تعهد آمریکا به عدم مداخله در امور داخلی کشورمان و... میرسیم که خود بسیار چالشبرانگیز است.
نکته مهم آن است که با توجه به تجربه بدعهدی طرف غربی در مذاکرات گذشته، تفاهم اخیر گام به گام بوده و تمام اقدامات برای تضمین مراحل اجرا سنجیده شده است. فرایند اجرا به نحوی طراحی شده که اقدامهای عینی و قابل راستیآزمایی طرف آمریکایی، ملاک ایران برای ورود به گامهای بعدی یعنی مذاکرات هستهای است (اقدام در برابر اقدام).
بر این اساس لازم است با درک شرایط پیش رو که بر سختی مسیر مذاکره صحه میگذارد، ضمن پرهیز از خوشبینی و بدبینی افراطی، از پنجره واقعبینی به روند جاری نگریسته و به مسئولان اعتماد کنیم.
۴. متحد میمانیم: عامل پیروزی در این پیچ تاریخی و وادی مهم؛ مقاومت و ایستادگی است. حفظ وحدت و انسجام برگ برنده قطعی ماست. همان گونه که ایرانیها با ایجاد جبههای متحد در میدان، دیپلماسی و خیابان در طول بیش از ۱۰۰روز جنگ، دشمن را به گوشه رینگ بردند؛ در شرایط خطیر پیش رو، هیچ چیز مهمتر از یکدلی و انسجام ملی نیست که این رمز گذر امن از این مرحله دشوار خواهد بود.





نظر شما